به گزارش سرویس جهان مشرق، انتشار سه میلیون سند جدید مرتبط با پروندهی «جفری اپستین»، قاچاقچی بزرگ کودکان برای بردگی جنسی و برگزارکننده مناسک شیطانی برای چهرههای معروف حوزههای مختلف، همچون بمبی در افکار عمومی آمریکا و جهان منفجر شده است.
فاش شدن ابعاد بیسابقهای از تبهکاری و فساد عمیق و جنایات نخبگان حاکم بر آمریکا و جهان، همگان را شوکزده کرده است.
اما یکی از کسانی که نام او از سالها قبل، با مسالهای افشای وابستگی این «الیت» فاسد با فرقهگرایی و محفلهای سرّی، گره خورده، سینماگر مشهور و فقید سینما، «استنلی کوبریک» است. با افشای این اسناد جدید، بسیاری از پژوهشگران بار دیگر به آخرین اثر کوبریک، «چشمان کاملا بسته» رجوع کردهاند تا با دقت بیشتر، کدها و اشارات پنهان آن استاد بزرگ سینما را کشف کنند.
طبق یک نظریهی بسیار فراگیر در بین پژوهشگران و اهالی رسانه در غرب، کوبریک به خاطر تلاش برای افشای ماهیت «محفلهای سرّی قدرتمند» در غرب در فیلم خود، تاوان بزرگی پس داد و تنها شش روز پس از پایان تدوین نهایی آن فیلم، به طور ناگهانی جان باخت.
«کلودیو رِستا» ، فیلسوف، نویسنده و پژوهشگر ایتالیایی در تازهترین مقاله خود در وبگاه «وترنز تودی» ، با همین نگاه به بررسی دوبارهی اثر مشهور کوبریک، یعنی «چشمان کاملا بسته» در پرتو اسناد تازهمنتشرشده از پرونده جفری اپستین پرداخته است.
**
فکر میکنم امروز همه کم و بیش از محتوای ماجرای پروندههای اپستین مطلع هستند.
اما شاید همه ندانند که یک استاد سینمای درخشان و آیندهبین و پیشگووار (و همچنین عجیبوغریب!)، استنلی کوبریک، این داستان را بیست سال زودتر در سال ۱۹۹۹ برای ما پیشبینی کرده بود.

نشانهای واضح از اینکه این اعمال پیش از اپستین و قبل از قرن بیستویکم نیز وجود داشتهاند.
و نکته متحیرکننده دیگر این واقعیت است که به احتمال زیاد استنلی کوبریک (درست مانند اپستین...) توسط فرقه در رأس هرم قربانی شد، به خاطر کارگردانی فیلم "چشمان کاملاً بسته"، و برای نشان دادن چهره فرمانروایان سیاره، فراسوی نقاب، به بشریت از طریق رسانه سینما.
"چشمان کاملاً بسته" عنوان آخرین شاهکار کسی است که تعریف کردنش صرفاً به عنوان یک کارگردان، بسیار تقلیلدهنده خواهد بود، استنلی کوبریک، که علاوه بر هر چیز، بزرگترین و مستقلترین راوی ناراحتکنندهترین واقعیتها و عرفهای جامعه ما و همچنین سانسور آن است.
"چشمان کاملاً بسته" فیلمی بیکموکاست است که بار فکری سنگینی بر مخاطب تحمیل میکند و هر بینندهای را وامیدارد تا معنای عمیقتر و اهمیت آن را برای خودش کشف کند.
در واقع، او خودش در مصاحبهای، در مورد کارش گفت:
"این پیامی نیست که قصد داشته باشم هرگز با کلمات منتقلش کنم. سعی کردم یک تجربه بصری خلق کنم که از دستهبندی کلامی میگریزد و مستقیماً به ناخودآگاه با محتوای عاطفی و فلسفی نفوذ میکند... میخواستم فیلم یک تجربه به شدت ذهنی باشد که مانند موسیقی، به سطح درونی آگاهی بیننده برسد. توضیح یک سمفونی بتهوون به معناه عقیم کردن آن با ایجاد یک مانع مصنوعی بین درک و قدردانی است... این توضیح، بیننده را کمرنگ میکرد و او را به یک 'واقعیت'، متفاوت از واقعیت خودش زنجیر میکرد... شتاب فیلم اغلب مانع میشود هر جزئیات یا ظرافت تاملبرانگیز در اولین باری که دیده میشود، تأثیر کامل خود را بگذارد. "

"چشمان کاملاً بسته" به نوعی «تناقض-نما» است، فیلمی درباره نمادگرایی پنهان علوم غریبه، که انسانی، غالبا زودباور یا سادهلوح، را به تصویر می کشد که به دلیل مفاهیم از پیش تصور شده یا تابو، از دیدن چیزی واضح امتناع میورزد.
یک تفاوت بین "چشمان کاملاً بسته" و واقعیت جهان اطراف زندگی جفری اپستین این است که ما امروز نمیتوانیم قطعاً رخدادهای آیینهای ماسونی مانند آنچه در فیلم به تصویر کشیده شده را به او نسبت دهیم.
با این حال، میدانیم که میلیونها سند اضافی هنوز منتشر نشدند، هم به دلیل وجود مطالب سوءاستفاده جنسی از کودکان و هم به دلیل اطلاعات موجود در آنها که میتواند قربانیان را بشناساند و در معرض خطر قرار دهد. علیرغم اینکه بسیاری از اسناد در دسترس عموم از روز جمعه هم اکنون حاوی نامها و اطلاعات حساس دیگر درباره زنانی است که اپستین مورد آزار قرار داده، که منجر شده برخی قربانیان، 'خیانت' وزارت دادگستری را محکوم کنند.
این واقعیت ادعاهایی را که در پی توجیه سانسور هستند، بیاساس میکند. بنابراین نمیتوانیم وجود آیینهای ماسونی را نیز در پروندههای اپستین که هنوز افشا نشده، رد کنیم.



علاوه بر این، کوبریک اگرچه صراحتاً از رژیم اسرائیل نام نمیبرد، که آشکارا پشت اپستین بود، اما در اینجا خاطرنشان میکنم که وقتی فیلم ساخته شد، ۱۱ سپتامبر هنوز رخ نداده بود، واقعهای که به نظر من نقطه عطف سیاستهای اسرائیل در ایالات متحده و سراسر جهان را نشان میداد. همان که یکبار برای همیشه اثبات کرد که اسرائیل 'باید' همیشه در رسانهها و در مناظره سیاسی به عنوان قربانی ظاهر شود، و هرگز، به هیچ وجه، نمیتواند و نباید به عنوان «مرتکب» ظاهر شود، حتی اگر واقعیت تقریباً همیشه برعکس باشد!
"چشمان کاملاً بسته"، همچنین به وجود یک طبقه نخبه فوقثروتمند و قدرتمند که بر جهان حکومت میکند و از طریق عیاشیهای جمعی(اورژی) آیینی ماسونی مشابه آنچه در رسوایی اپستین بود، خود را نشان میدهد، اشاره دارد...بیست سال پیش از عمومیشدن رسوایی پروندههای اپستین! (اپستین در سال ۲۰۱۹ به خاطر همین پرونده قاچاق کودکان بازداشت شد که کمی بعد جسد او در زندان پیدا شد).
ببینید تئوریپرداز توطئهای همچون کوبریک چگونه بود، حتی پیش از آنکه این اصطلاح رایج و به عنوان یک اَنگ بر دارندگان روایات بدیل الصاق گردد.
که با این حال، آنچه را در فیلم میبینیم توضیح میدهد: دو شخصیت اصلی، غریبه نسبت به نخبگان، مانند همه مردم عادی، در دو حالت آگاهی زندگی میکنند، یکی با چشمان باز و یکی با چشمان بسته. بیداری و خواب. ستاره درخشان روی دیواری که در فیلم نشان داده میشد، متعلق به ایشتار(الههی شیطانی دوران باستان و مورد احترام ماسونها) است.

"چشمان کاملا بسته" شهرت خود را به عنوان فیلم ناتمام کوبریک به دست آورده، ناتمام، علیرغم اینکه خالقش دقیقاً همانقدر زنده ماند که بر تدوین نهایی نظارت کند. حداقل این روایت رسمی است. او تنها شش روز بعد از تدوین نهایی، به طرزی ناگهانی درگذشت.
برخی معتقدند کوبریک به قتل رسید، زیرا فیلم اساساً افشای جهان پنهان مناسک جمعی جنسی در رأس شبکههای قدیمی ماسونی (جایی که بانکداران میلیاردر، اربابان رسانهای و سلطنتی درگیر همه چیز از رابطه جنسی همجنسگرایانه و پدوفیلی تا قتل کودکان میشوند)، آن هم حدود ۲۰ سال قبل از اخبار جریان اصلی به این رویدادها بپردازد، و اینکه فیلم به عنوان شکلی از سانسور، مجدداً تدوین شد، قبل از اینکه سرانجام منتشر شود.
محبوبترین روایت بدیل این است که کوبریک از "چشمان کاملاً بسته" برای افشای ایلومیناتی استفاده کرد، که به تلافی همین افشاگری، او را در ۷ مارس ۱۹۹۹، ۶۶۶ روز قبل از ۱ ژانویه ۲۰۰۱، به قتل رساندند، اشارهای دهشتناک به معروفترین فیلمش. در صحنههایی که اکنون برادران وارنر از انتشار آنها خودداری میکند، به نظر میرسد کارگردان به تفصیل در مورد وجود فرقههای واقعی صحبت کرده است. تئوری این است که برای محافظت از اشراری که فیلم سعی در افشای آنها داشته(الیت فاسد)، برادران وارنر بیسروصدا فیلم را مجدداً تدوین کردند، و اکنون منکر میشوند که چنین اتفاقی افتاده است.
با استناد به تعهدات قراردادی برای ارائه درجهی R، که شامل محدودیت جدی در تماشای فیلم توسط افراد زیر سن قانونی می شود، برادران وارنر صحنه اورژی را برای انتشار آمریکایی، به صورت دیجیتالی تدوین کردند، با قرار دادن چهرههای اضافی برای پنهان کردن دید، مانع از نمایش واضح رابطه جنسی شدند تا از رتبهبندی NC-۱۷ (فقط بزرگسالان) که توزیع را محدود میکرد، اجتناب کنند.

البته، خود عبارت "چشمان کاملاً بسته"، کارت ویزیتی در میان انجمنهای سری است، به معنای "چشمانم بر بدکاریهای تو بسته است، برادر. " این ناشناسماندن از شرکتکنندگان مورد نیاز است، تا اعمال پشتپردهی نخبگان مالی جامعه پنهان بماند. یکی از مضامین متعدد "چشمان کاملاً بسته"، بررسی فساد طبقه حاکم است؛ طبقهبندی سرمایهداری از همه چیز، حتی انسانها، به عنوان اشیایی که باید توسط کلاهبرداران ثروتمند جهان خریداری، استفاده و دور انداخته شوند. این شامل اشارات متناوب آشکار و پنهان به فراماسونها، انجمن جمجمه و استخوانها، ساینتولوژی، سیا و سایر سازمانها و پروژههای سری مرتبط، در ارتباط با تاریخ، ادبیات، علوم غریبه و اسطورهشناسی است. کوبریک صرفاً در حال کاوش روانشناسی جنسی بین یک زن و شوهر نیست، بلکه نقش قدرتمندی که طبقه اجتماعی-اقتصادی و فرهنگ نخبگان فوقثروتمند در شکلدادن به جنبههایی از جامعه - از جمله روانشناسی جنسی مردم عادی - به روشهایی اغلب ناپیدا ایفا میکنند، نیز مورد بررسی است. اما مردم هنوز هم میتوانند بر قدرتها چیره شوند، اگر چشمان خود را باز کنند و آگاه شوند.

کسی مشاهده کرده که نمای آغازین، آلیس(شخصیت زن فیلم با بازی نیکول کیدمن) را در میان ستونهای ماسونی و در جلوی پنجرهای با کرکرههایی به شکل مثلث - نشان هرمی فراماسونها - قاب میکند. در این چند ثانیه اول، مفاهیم سنگینی که فیلم به کاوش آنها میپردازد به طور ضمنی بیان میشود؛ بدن یک زن (پشت به ما، بنابراین نمیتوانیم چهرهاش را ببینیم) بلافاصله شئواره شده بین نمادهای بصری یکی از قدیمیترین و قدرتمندترین انجمنهای سری مردان جهان(فراماسونی). در یک نقطه، بیل(تام کروز) در خیابان توسط گروهی از مردان جوان - برخی پوشیده در ژاکتهای "Yale" مورد آزار قرار میگیرد که به او فحشهای ضدهمجنسبازی میدهند.
مک خاطرنشان میکند که دانشگاه ییل محل شکلگیری و مقر انجمن سرّی «جمجمه و استخوانها» است، که ظاهراً با دایرهای از باجگیری جنسی متقابل مقید است. شنیدهام آن رئیسجمهورهای آینده(یعنی دانشجویان نخبه ییل که جذب این انجمن می شوند) دوست دارند همدیگر را در تابوت میخکوب کنند - اشاره به آیینهای خُرد کردن شخصیت و تشرف انجمنهای سری و «برادران» ماسونی. در کتاب "کالبدشکافی جمجمه و استخوانها"، کریس میلگان نقش تاریخی این سازمان را ترسیم میکند.
او ریشههای این انجمن را با ناتان هِیل، فارغالتحصیل ییل، عضو عملیات شبکهی جاسوسی موسوم به «کالپِر رینگ»، یکی از اولین عملیاتهای اطلاعاتی آمریکا، که توسط جورج واشنگتن در طول اشغال شهر نیویورک توسط بریتانیا در جنگ انقلابی آمریکا تأسیس شد، توصیف میکند.
عضویت در "فرقهی جمجمه و استخوانها" از زمان تولد رسمی آن در سال ۱۸۳۲ شامل تعداد زیادی افراد قدرتمند و رئیسجمهورهای ایالات متحده بوده است. سه نسل از مردان خانواده بوش عضواین انجمن بودند: جورج دبلیو بوش (رئیسجمهور اسبق آمریکا)، جورج اچ. دبلیو. بوش (رئیسجمهور اسبق، معاون رئیسجمهور و مدیر سیا) و پرسکات بوش (یک بانکدار و سناتور بعدی آمریکا که به تأمین مالی رژیم هیتلر کمک کرد).
برخی ادعا میکنند این انجمن با برنامهای سری به نام پروژه مونارک(یک پروژه کنترل ذهن... که در آلمان نازی شروع شد) مرتبط بوده است. با توجه به تاریخچه انجمن جمجمه و استخوانها - متولد شده از ییل، مدرسه نخبگان، و سازمان مادر سیا - و عضویت مردان در موقعیتهای قدرت مفرط، اشاره کوبریک به دانشجویان ییل در آن سکانس قطعاً تصادفی نیست.

و نه البته اشارات بصری به فراماسونها، انجمنی سری با قدمتی قرنها، با نمادها و سنتهایی که از طریق هنر، معماری و سیاست به فرهنگ مدرن نفوذ کردهاند. ستونهای ماسونی و شکل نشان هرمی نمای آغازین به طور مکرر در «چشمان کاملا بسته» ظاهر میشوند؛ ستونها در دو طرف ورودی عمارت سامرتون دیده میشوند، و نشان مثلثی یا الماسشکل بر روی ساختمانها هنگامی که بیل در خیابانها راه میرود، قابل مشاهده است.
در کتاب "فراماسونها: درون قدیمیترین انجمن سری جهان"، اچ. پل جفرز مینویسد که مخالفان فراماسونری آن را "به عنوان بذر بتپرستی و/یا مسیحیتستیزی، کاوشگران اسرار تاریک علوم غریبه، تار عنکبوتی از شیطانپرستی" محکوم کردهاند. به این ترتیب، فیلم نگاهی آشفتهکننده به زنستیزی ارائه میدهد، زیرا زنان در فیلم و در واقعیت (و مفهوم زنان به عنوان ابژههای لذت) توسط مردانی که جهان را اداره میکنند، تصاحب و تجاری میشوند - بستهبندی، خریداری، استفاده و دور انداخته میشوند.
به طور تصادفی، عمارت سامرست که صحنههای مناسک عیاشی جمعی در آن فیلمبرداری شده، همچنین شبیه به "برج منتمور" در سامرست انگلستان به نظر میرسد، که در سال ۱۸۵۰ برای خانواده روچیلد ساخته شد، خانوادهای با بسیاری پیوندها به تئوریهای توطئه به دلیل تاریخچه مدیریت صنعت بانکداری، که عملاً آنها را ثروتمندترین خانواده تاریخ بشری کرد. نه تنها این، بلکه اثاثیه منزل واقعی جفری اپستین در منهتن بیست سال بعد، به شکلی عجیب و باورنکردنی یادآور فضای داخلی خانه ویکتور زیگلر(پزشکی که دوست بیل و احتمالا همان استاد اعظم نقابپوش مناسک جنسی در نسخه سینمایی است. انگار اپستین از خانه ویکتور زیگلر الهام گرفته باشد.
این فیلم بنابراین هم حاوی یک هشدار است و هم یک پیام پیشگویانهی قدرتمند که تمرکز کوبریک بر تعهد سیاسی و اجتماعی برای قرن آینده: بیستویکم را نشان میداد.





۱۰:۱۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۵
۱۴:۳۹ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۵
۱۲:۳۷ - ۱۴۰۴/۱۱/۱۵